از دیدگاه سازمان ملل متحد هر کشور از سه پایه بنیادین برخوردار است: دولت ، بخش خصوصی و نهادهای اجتماعی. نماد دولت حاکمیت ، نماد بخش خصوصی ایجاد ارزش، کارآفرینی و سود و نماد نهادهای اجتماعی، تشکل های حرفه ای-صنفی و سازمان های مردم نهاد هستند. توسعه پایدار و متوازن نیز در هر کشوری وابسته به کیفیت همکاری و شیوه تنظیم فاصله دولت با دو رکن دیگر یعنی بخش خصوصی و تشکل های حرفه ای ست.
از سوی دیگر این نکته نیز قابل تردید نخواهد بود که در جهان امروز، همچنان که توان، دسترسی و گستره عمل دولت ها به تدریج کاستی می پذیرد همزمان اثرگذاری و توشه و توان تشکل ها رو به افزونی داشته و به پیش می رود. از این رو سخنی به گزاف نیست اگر بگوییم امروزه تشکل ها نه تنها در ترکیب اقتصادهای بومی با اقتصاد جهانی همچون کاتالیزور فعال در کار می آیند ، که باید به سان ماشین گذار از اقتصاد سنتی به اقتصاد جهانی در آنها نگریست.
تشکل ها در همه جای جهان همواره در پی دستیابی به سرمایه های اجتماعی کارآمد برای پیشبرد هدف های خود هستند. به پشتوانه دارا بودن چنین سرمایه های اجتماعی کارآمدی ست که آنها همچون ابزاری در آفرینش و پایه گذاری جامعه خودآگاه ، توان آن را می یابند تا رابطه میان افراد سازمان خود ، مردم و نهادهای حکومتی را گفتمان محور کرده، تجربه های پراکنده بدنه سازمانی خود را در تولید دانش صنفی و حرفه ای به کار گرفته و آسیب های برآمده از سیاست های انحصاری را که گاه آسیب پذیری ملی را به همراه دارند، پیش بینی و پیشگیری نمایند.
دستیابی به چنین نیروی شگرفی، آرمان هر تشکل حرفه ای و صنفی است. اگر این تعبیر را بپذیریم که سامان گیری تشکل ها وابسته به پایبندی به گونه ای قرارداد اجتماعی میان همه افراد همسو و هم جهت و دارای هدف مشترک در آن جامعه صنفی ست در پی آن می توان دریافت که نمایندگان و نخبگان آن تشکل تا چه اندازه باید روحیه بهره گیری از نیروی اقناعی را به جای فرمان های تشکیلاتی سرنمون شیوه های سازمانی خود ساخته و به چه میزان، خرد گروهی را در پیشبرد آرمان های صنفی و حرفه ای به کار گرفته و در پیش گیرند.
پیرو آنچه آمد و در برابرنهاد هست ها و بایدهایی که می توان در شمار آورد، اندک اند رهبران و نمایندگان حرفه ای که سرمایه اجتماعی نیرومند بدنه خود را دریافته ، قانون اقناع به جای فرمان را برتابند و توان چانه زنی و سهم خواهی در برابر نهادهای تاثیرگذار را به پشتوانه اعتماد به نفس برآمده از مقبولیت درون گروهی دارا بوده و از چنان هوش سیاسی نیرومندی بهره مند باشند که از هر مجالی برای فربه ساختن صنف و صنعت و ارکان آن سود جسته و آن را از زیان در امان بدارند . در دیگر سو با وجود توصیه های خیرخواهانه ، متاسفانه همچنان هستند مدیرانی که در جامه نمایندگان بخشی از صنعت قرار داشته ، تشکل متبوع خود را تا تراز یک شرکت خصوصی فروکاسته و از آنجا که مکانیزم های بازخوردگیری ازبدنه و اعضای خود را نیز دارا نیستند طبعاً به پشتوانه ای موهوم ، تصمیمات فردگرایانه و مخاطره آمیزی را برای حوزه عملکردی خود به عمل در می آورند. هر چند که به تدریج و در بستر زمانی نه چندان دور حقیقت اوضاع به آشکارترین صورت ممکن رویاروی آنها قرار می گیرد ، اینجاست که دیگر حتی توان اجماع و اقناع کمینه ترین اجتماع صنفی را نیز در مجامع دوره ای خود از دست میدهند . این رویکرد ناصواب در نهایت شیوه معیوبی از مدیریت تشکیلاتی را می آفریند که در آن ساحت ارزشمند منافع گروهی ، صنفی و ملی جای خود را به سهم خواهی های فردی از نهاد صنفی که خود در آن بالیده و فربه شده اند می دهد . شوربختانه این شیوه ای است که سرانجام برخی تشکیلات را به ناکجا آباد بی بازگشتی رهسپار می کند که آغاز کردن دوباره را نیز بسیار مشکل و چه بسا محال مینماید.
■ ■ ■ ■ ■
به هر روی، امید و خودباوری، کثرت گرایی و آینده نگری و بیداری و بی باکی، ارکان اندیشه ای ست که همواره با کوشش بی جنجال و برنامه گرایی بزرگان جامعه صنفی هنر و صنعت مبلمان و دکوراسیون، میدانی از کار و امید و همگرایی را فراروی این خانواده بزرگ نهاده است. میدانی که ازحریفان و همراهان میهنی تا توانگران و بنگاه های جهانی را به بازی و هم آوردی اصولی و جوانمردانه فرا می خواند و پیشرفت به بار می آورد.
■ ■ ■ ■ ■
اکنون همه در آستانه هفتمین رویداد بین المللی دکو ایستاده ایم. میدانی که خود “نقش جهانی“ ست از هنر و فن، و جشنواره ای ست از دانش و اندیشه و مهربانی. دکو ، میهمانی مهر است در هفتمین ماه از تقویم خورشیدی این سرزمین.
در این میانه، نگاه های بسیاری به شورای ملی مبلمان و دکوراسیون ایران و صنایع وابسته -که همه ارکان میدان داری را در نام ، ساختار و اختیارات خود دارا ست – نظاره گر است. امید که این شورا آن چنان که میدان ارزنده دکو را همانند دوره ششم با همت و ذوق و وسواس می آراید و برپا می دارد، بیش از پیش پا در عرصه های پرچالش تمامی حلقه های زنجیره تاًمین به ویژه تولید و صنعت گذاشته و در مسیر فراخواندن تمامی مراکز علمی، دانشگاهی، تحقیقاتی و تشکل ها و ارکان فعال و اثرگذار حوزه مبلمان، دکوراسیون و صنایع وابسته موفق بوده و از عرصه هم افزا ساختن صنوف و ایجاد همدلی از راه هدایت و تقویت دانش و سرمایه های مادی و معنوی ایشان نیز سربلند و پرافتخار بیرون آید .
اکنون جامعه تشکل های حوزه هنر و صنعت مبلمان و دکوراسیون به پشتوانه این همگرایی و هم صدایی در جایگاهی ایستاده است که گرچه زمینه ناسازگار جهانی و زمانه پرآسیب تولید و کارآفرینی در این سرزمین همواره زیان هایی را برای او به بار آورده است اما تندرستی و نیرومندی بدنه ورزیده این هنر- صنعت همیشه او را از ورطه های خطر عبور داده و رهانیده است.
بیدلی و دلبری اسرار ماست کار کار ماست چون او یار ماست
نوبت کهنه فروشان درگذشت نو فروشانیم و این بازار ماست
رامین سمیع زاده
عضو هیأت مدیره و
دبیر انجمن صنفی مبلمان و دکوراسیون
و سردبیر دکومان
انجمن صنفی مبلمان و دکوراسیون انجمن صنفی مبلمان و دکوراسیون