بانک های ما دچار مشکلند. هرچند نمی توان اسم این مشکل را ورشکستگی گذاشت. به نظر من آن ها ورشکستگی ندارند بلکه درماندگی دارند. اگر چه ورشکسته نیستند اما ضرر و زیان هاشان آنقدر هست که ادامه فعالیت هایشان را دچار مشکل کند.
سیدبهاءالدین حسینی هاشمی
ملی شدن بانک ها و دولتی شدن بانک ها، نحوه اداره آن ها توسط دولت و مدیرانی که دولت انتخاب کرد و بعد هم قوانینی که مجلس در حوزه بانک تصویب کرد، باعث بروز مشکلات متعدد در سیستم بانکی ایران شد. بانک ها بر اساس مصوبات مجلس، دچار تبصره هایی شدند که آن ها را ملزم به پرداخت تسهیلات برای توسعه بخش های محروم و توسعه نیافته کشور کرد در حالیکه این تامین منابع بر عهده دولت بود و باید سازمان برنامه ریزی منابع را تامین می کرد. این تبصره ها درحالی به بانک ها تحمیل شد که آن ها بعد از انقلاب هیچ افزایش سرمایه ای نداشتند و هر افزایش سرمایه ای هم داده شد، از محل دارایی ها بود و پول تازه ای به سرمایه ها اضافه نشد. از طرف دیگر با بروز رکود اقتصادی، تسهیلات گیرندگان از بانک ها به دلیل مشکلات مالی ناشی از رکود از پرداخت پول بانک ها خودداری کردند و دولت هم نسبت به عدم پرداخت مطالبات بانک ها از سوی برخی بخش ها سکوت کرد.
بانک ها مجبور به بنگاهداری شدند. آن ها باید از تسهیلات گیرندگان سود می گرفتند در حالیکه همه نرخ ها دستوری بود و بانک ها از این جهت در ناحیه زیان بودند. به همین دلیل مجبور شدند وارد شرکت داری شوند. این اتفاق بویژه از زمانی که بانک های بزرگ و خصوصی سهام دار پیدا کردند شدت گرفت. در این وضعیت سهامداران در مجامع از بانک ها سود می خواستند و این درحالی بود که در گذشته، بانک ها صرفا خدمتگذار بودند و فقط حقوق دستمزد می دادند و هزینه ای نداشتند. سهامداران به هر ترتیب سود می خواستند در نتیجه برای ایجاد سود، به انواع فنون و تدابیر یا حتی تقلب ها روی آوردند. این باعث شد بانک از مسیر بانکداری وارد تجارت، سرمایه گذاری در ساختمان و بازرگانی شود. بانک ها تبدیل به رقبای دیگر بخش ها در این حوزه ها شدند و علاوه بر آن، نتوانستند منافعی را برای سپرده گذاران بانک ها تامین کنند. در ضمن مدیریتی که بطور کامل خصوصی نباشد، به بهره وری و کارآیی پایین خواهد رسید و ریسک های عملیاتی، تبانی، سوءاستفاده و اختلاس باعث از بین رفتن منابع بانک ها خواهد شد.
اما دراین مورد که بانک های ایرانی ورشکسته هستند یا نه باید گفت ورشکستگی تعریف مشخصی دارد. درواقع هر بانکی که زیان انباشته اش بیش از ۵۰ درصد باشد، ورشکسته است. متاسفانه در بانک های ما یک عارضه ای وجود دارد و آن هم این است که ذخیره کافی برای زیان گرفته نمی شود. یکی از اقلام موثر در سود، گرفتن ذخیره است.ذخیره به این معنی است که وقتی میزان مطالبات به حیطه وصول نمی رسد و سوخت شده است، بانک از محل درآمد، برای آن میزان مطالبات، ذخیره ای کنار بگذارد. در صورتی که بانک ها ذخیره کافی داشته باشند، وقتی زیان ده شوند، مطالبات را تمدید می کنند. اگر بخواهیم با در نظر گرفتن چنین عوارضی که بانک های ما به آن مبتلا هستند، در مورد ورشکسته بودن یا نبودنشان به ارزیابی برسیم باید بگویم که بانک های ما دچار مشکلند. هرچند نمی توان اسم این مشکل را ورشکستگی گذاشت. به نظر من آن ها ورشکستگی ندارند بلکه درماندگی دارند. اگر چه ورشکسته نیستند اما ضرر و زیان هاشان آنقدر هست که ادامه فعالیت هایشان را دچار مشکل کند.
منبع: اتاق تهران
انجمن صنفی مبلمان و دکوراسیون انجمن صنفی مبلمان و دکوراسیون